نظر علي الطالقاني
546
كاشف الأسرار ( فارسى )
است و در او قوّه نيست ، پس تكليف ندارد و كارهاى او همه ايجاد است و از حركت عارى است ، پس قوّه نظرى و قوّهء عملى در او يكى است و علم و عمل در او يكى است چنانچه تو در خيال خود هر چه ايجاد كنى او هم فعل تو است و هم علم تو ، بفهم ، و همچنين ارواح ديگرى كه بعد از او و پستتر از اويند . خلاصه طبقهء اوّل موجودات انوار محضه و ارواح صرفهاند و ايشان عقل محضند و جنود جهل در ايشان راه ندارد . و طبقهء دوّم جمعى ديگرند از ملائكه كه ايشان مركّب از ارواح و اجسادند و كار ايشان نظر به روح ايشان ، ايجاد است و نظر به جسد ايشان ، حركت است . و اينها تعلّقى به آسمانها و بهشت و دوزخ و كواكب و غير اينها از ساير اجسام دارند و اينها نيز از جهل عاريند و همه با تكليف و با عصمتاند . و طبقهء سوّم جسم محض است كه روح ندارد ، چون عناصر ، اگر چه ملائكه موكّله و مدبّره دارند . اين بود بيان قوس نزول . و بعد از تأثير آباء سبعه و قبول امّهات اربعه ، معادن و ابر و رعد و برق پيدا شود . و بعد اشجار و نبات پيدا شود و اينها نيز جسم بىروحند اگر چه موكّل و مدبّر دارند ، چنانچه پيش اشاره شد . بعد حيوان به عمل آيد كه جسم با روحند و لكن جهل محضند و از ايشان جز حركت كارى برنيايد و لياقت تكليف و بالاتر از مقام حركت را ندارند . بعد انسان به عمل آيد كه مركّب از روح و جسم و از عقل و جهل است و اوّل او به آخر حيوان بسته و آخر او كه مقام محمّد و آل محمّد است به عقل اوّل و ممكن اوّل پيوسته و با او همسر و يا از او بالاتر گشته . اين بود بيان قوس صعود . فروع الف : آيا جن و شياطين از قوس نزولند و يا از اهل قوس صعودند و يا بعضى از آن و بعضى از اينند درست واضح و روشن نشده و ظاهر ، قسم سوّم است و هو العالم . ب : ظاهر شد كه روح محض و عقل محض كه از شدّت كمال و فعليّت ، تكليف ندارد و جسم ندارد ، همچنين حيوان از شدّت نقص و قوّه و جهل ، قابل تكليف نيست . ج : آن كه آنچه به اجماع و مذهب و ملّت و طريقهء حكماء ثابت است كه اوّل ما خلق اللّه حقيقت و نور محمّد و آل محمّد است و آخر همهء معصومين ( ع ) هم ايشانند مثل اين است كه گندم گويد من بودم كه دهقان مرا پائيز كاشت و به زير خاك پنهان نمود